چشمهایش
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:51
یکبار هم از چشم هایت مینویسم.. امشب اما می خواهم از “چشمانم” بنویسم.. کی فکرش را میکرد نامت هم معنی چشمان من باشد؟! راستش تازگی ها فهمیده ام چی صدایت بزنم که خدارو خوش بیاید.. چشمانم.. تو از کجا میدانستی که چشمان منی.. یکی از لذت های من بوسیدن چشم های توست.. و این رومنس بزرگی به حساب می اید..خوش بحا...
نامه۲
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:51
سلام جانمن هیچ وقت لبخند تورا از نزدیک ندیدم.. همیشه از دور می پاییدمت.. همان گوشه پشت میز مینشستی و مینوشتی.. می نشستی و هی حواست نبود چقدر ضروری است همین حالا سرت را بالا بیاوری و لبخند بزنی.. آن رو
زندگی حتما همین است..
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:51
چه چیزی می تواند ازین قشنگ تر باشد که من عاشق زندگی هستم؟.. وقتی احساس سرور می کنم، خودم را بسیار نزدیک و هماهنگ با هستی میبینم.. و همین برایم خوشبختی است.. کاش میشد زودتر این چیزها را بفهمم.. کاش میشد تا همیشه همینقدر هماهنگ با عالم هستی بمانم.. مبهوتم.. ازین همه زیبایی و عظمت جهان هستی.. ممنونم از...
نامه ۳
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:51
سلام جانتو نمیدانی یکی از فانتزی های من این “بود” که این دوشنبه دوتایی بشینیم و اپیزود جدید گیم او ترونز را تماشا کنیم.. خب البته “بود”.. نه که الان نیست..الآن هم هست اما تو نیستی.. میدانی زمان هیچوقت
نامه 4
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:51
برای من خوش بودن با تو یعنی وقتی برای چند کلمه هم که شده با من همراه شوی.. حتی اگر حرفی برای گفتن نداری.. حتی اگر با خودت میگویی این دختر چه می گوید.. میدانی برای من خوش بودن با تو میشود همین چند کلمه ای که بعد از روزها از تو میشنوم و این تمام خوشحالی من است.. تپیدن قلب من است.. برای این روزها.. برا...
تا دیر نشده خودتان را نجات دهید..
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:51
بعضی لحظه ها حرف زدن ندارد.. تحلیل ندارد.. شبیه ندارد.. می آید که آمده باشد فقط.. می آید که خیالمان را راحت کند بعد از روز ها و ماه ها.. لحظه ی اعتراف یکی از همین هاست.. اعتراف به چیزی.. چیزی مثل دوست
این یک نامه تشکر معمولی نیست..
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:28
فردای موعود من دارم روزهای خوشبوی بهار را آرام و شاد قدم میزنم.. من دست خودم را گرم گرفته ام.. من خودم را به رسم عشق و دوستی تنگدر آغوش میگیرم و مراتب سپاسگذاری ام را اعلام میکنم.. من امروز خودم را سخت دوست میدارم.. حتا روز قبل از فردای موعود هم.. حتا روزهای بعد از فردای موعود هم.. من فرداهای موعودم...
بعد از ظهر های سریالی
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:28
دلم تنگ شده.. برای روزهایی که خیلی دور است.. برای ساعات هایی که مزه شان زیر زبانم مانده.. دلم خیلی تنگ شده.. بعد از ۶ ماه سخت کوشی فکر میکردم با شنیدن قبولی دانشگاه باید خیلی خوشحال تر ازینها باشم ام
دیوار
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:28
وبلاگ دیوار کلمه در ”بازی تاج و تخت” عمیق ترین و اندوه ناک ترین جلوه زندگی است.. قطعا هر کسی وبلاگ دیوار کلمه ی در زندگی اش داشته.. بعضی ها اسیر وبلاگ دیوار کلمه ها شده اند بعضی ها هم خود وبلاگ دیوار کلمه هایی ساختند؛ برای خود و برای دیگران.. و من جز هر دو دسته محسوب میشوم.. وقتی که وبلاگ دیوار کلمه...
دلتنگی حرف تازه ای ندارد..
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:28
اینجا بوی خوش بهار می دهد.. دلم خیلی برای بهار تنگ می شود..برای لمس باران.. برای هوای وبلاگ تازه کلمه و خنک روی پوست صورتم.. دلم عجیب در روزاهایی گیر کرده که دیگر داشتنشان ممکن نیست.. انگار دیگر هیچ چیز مثل قدیم تر ها نیست..من آن روزها هیچ فکر نمیکردم روزی برسد که این قدر دلتنگ شوم..
زندگی شاید همین باشد..
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:28
امشب بعد از گرفتن خبرهای خوش دیروز خبر قبولی خودم خبر خوشحالی دوستانم و قبولی شان در دانشگاه های مورد علاقه شان عجیب گلویم پر از بغض شده.. چه شب ها و روزهایی تا صبح نسشتم به درس خواندن.. چقدر برای این
بلی..
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:28
می گویند پشت هر زن قوی و مستقلی یک دختر کوچولو هست که یک جا تصمیم گرفته چطور دوباره روی پاهایش بایستد و به کسی اتکا نکند..راست می گویند.. لااقل من این یکی را خوب یادگرفتم، البته اگر بشود خود را قوی و مستقل پنداشت.. اینجای کار یک جورایی می لنگد.. وقتی پای دل وسط باشد همیشه یک جای کار می لنگد.. اما حق...
دوست دارم زندگی رو..
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:28
این روزا خونه مان برای من از همه دنیا بزرگ تر است.. و این برای من بیشتر از هرچیزی مهم است.. دلتنگی روزهاست با من خداحافظی کرده.. همه نعمت هایی که وبلاگ دارم کلمه از خدایست که همیشه همیشه هوایم را داشته..خوشحالم خوشحال..
عشق هرگز کافی نیست
-
تاریخ: 1397/2/20 ساعت: 1:27
از کودکی به فرزندانمان یاد بدهیم گل را از باغچه نچینند.. یاد بد
گاهی
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 22:13
نه باید فکر کرد..نه باید تصمیم گرفت..نه باید صحبت کرد..و نه هیچ کار دیگری انجام داد..گاهی..فقط باید خوابید..+ شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۶| 21:50|ب.الف| | Let's block ads! (Why?)
من اگر یکبار دیگر بدنیا می آمدم..
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 22:13
من اگر یک بار دیگر بدنیا می امدم قول میدادم در هجده سالگی موهایم را پسرانه کوتاه کنم.. من اگر یکبار دیگر بدنیا می آمدم قول می دادم همه ی کفش هایم را پاشنه تخت انتخاب نکنم.. من اگر یکبار دیگر به دنیا می آمدم یک جاهایی از شهر را همیشه تنها می رفتم.. من اگر یکبار دیگر بدنیا می آمدم سربالایی فاطمی-یوس...
شاید زندگی همین باشد..
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 22:13
امشب تو را شبیه لبخند دیدم.. لبخندی که انگار از دستم راضی باشی.. که دمم گرم.. که خوشحال و راضی هستی از من.. از من که هر روز از زندگی ام حالا برایم یک هدیه است از طرف تو.. متشکرم.. دوستت دارم.. آنقدر که شب قبل خواب احساس دلتنگی کسی یا چیزی جز تو را ندارم.. انقدر دوستت دارم که لبخندت را میبینم.. دوستت...
براى..
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 10:54
براى تمام كسانى كه رويا پردازى كردند براى تمام قلب هايى كه درد گرفت براى تمام قلبهايى كه شكست براى تمام گند هايى كه زديم براى تمام روياهايى كه سوخت براى تمام روياهايى كه سوخت براى تمام روياهايى كه سوخت.. + جمعه دهم شهریور ۱۳۹۶| 2:52|ب.الف| |
گذشته رنگى نيست اما هيچوقت رنگ نمى بازد
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 10:54
بازگشت به گذشته مثل ديدن يك پلان دردناك و غم انگيز از يك فيلم است.. تو دوست ندارى رنج بكشى.. دوست ندارى غمگين شوى.. اما هر بار مى روى سراغ همان پلان فيلم و دوباره و دوباره تماشايش مى كنى.. قلبت فشرده مى شود.. نفس تنگى مى گيرى و اشك مى ريزى.. مى دانى چه مى خواهم بكويم؟! بازگشت به گذشته و اتفاقاتش به ...
Jump in river
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 10:54
خب هنر همين است..شعر ساختن از پريدن تو رودخانه وقتى از آسمان برف مى بارد.. و نوشيدن به سلامتى گند هايى كه زدى.. فقط كمى ديوانگى مى خواهد كه بخندى و بدون اينكه به اطراف نگاه كنى در آب سردو يخ بسته روخانه شيرجه بزنى.. و بنوشى به سلامتى قلبهايى كه شكست..هنر همين است.. بنوشى به سلامتى كسانى رويا پردازى ...